تبليغاتX
سوسن (هنرهای تجسمی)
درست ۱۷ سال پیش زمانی که تازه متوجه شده بودیم که کاریکاتور و کارتون یعنی چه و زمانی که اولین کتاب های نمایشگاه های کاریکاتور خارجی رو دیدم عاشق کارهاش شدم.

اون موقع جشنواره ای نبود که برگزار بشه و اسم نناشف در اون جشنواره بعنوان برنده نباشه.

اون موقع هنوز کوزوبوکین به معروفیت الان نبود و تازه شروع کرده بود به شرکت در جشنواره ها .

نناشف همدوره دروژنین و زلاتکوفسکی و خازابوف و اسمیرنوف بود.سبک کاری خودشو داشت و کارهاش بدون امضا هم مشخص بود.

اواخر دهه ۹۰ بود که ناگهان غیبش زد و کسی دیگه اونو تو جشنواره ها ندید.

دلیلشو نمی دونم ...شاید کهولت سن....شاید بیماری....ولی هر چه هست مطمئنم که زنده است.

به طور خیلی اتفاقی ۲ اثر تقریبا جدید ازش پیدا کردم و کلی هم ذوق زده شدم.

گفتم تنهایی حالشو نبرم.

مطمئنم شما هم لذت می برید.

+ نوشته شده توسط سوسن در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 1:42 |
056352.jpg
براد هالند در سال ۱۹۴۳ در اوهايو به دنيا آمد. در نوجوانى طراحى هايى را به سبك كتاب هاى كميك براى خودش انجام مى داد كه چند داستان اسطوره اى يونان باستان را به سبك تصويرسازى كلاسيك، بازسازى كرد.
۱۷ تا ۱۸ سالگى، كارش را به عنوان طراح در يك سالن خالكوبى در شيكاگو آغاز كرد. ۲۲ سالگى هالند آغاز همكارى او با نشريات و روزنامه هاى زيرزمينى نيويورك در زمينه طراحى و نوشتار بود كه به تدريج به علت كيفيت بالاى آثارش، همكارى اش را با مجلات معتبر امريكا از جمله نيويورك تايمز و نيويوركر ادامه داد.
056358.jpg
نگاه خاص و منتقدانه «هالند» به اطرافش و رخدادهاى پيش آمده در جامعه دهه ۷۰ ايالات متحده، او را به اين واداشت كه در سال ۱۹۷۵ اولين مجموعه كاريكاتور خود را كه با تكنيك قلم فلزى و مركب بود تحت عنوان «رسوايى هاى شب» به چاپ رساند.
056355.jpg
او در اين كتاب طنزى سياه را ارايه كرد كه متناسب با موضوعات مطرح شده از سوى وى بود. آثار خاص او در اين كتاب نه تنها نظر مردم جامعه امريكا، بلكه نظر مردم جهان را به خود جلب كرد، زيرا كتاب مذكور در ايام وقوع رسوايى سياسى واترگيت كه منجر به استعفاى نيكسون رييس جمهور وقت ايالات متحده امريكا شد به چاپ رسيد.
در سال ۱۹۷۷ نيز مجموعه قدرتمندى از آثار قلم فلزى و مركب خود را به چاپ رساند. هالند در زمينه هاى كاريكاتور، تصويرسازى، طراحى گرافيك و نقاشى در دنيا صاحب سبك است، به طورى كه آثار او بر ديوار اكثر موزه هاى معتبر دنيا جا خوش كرده اند. او برنده جوايز متعددى در مسابقات معتبر دنيا نيز بوده است، به طورى كه در كارنامه جوايزش، ۲۷ مدال طلاى تصويرسازى و كاريكاتور جهان به چشم مى خورد كه به عنوان نمونه مى توان به جايزه بزرگ مسابقه هميلتون كينگ و مقام اول دو سالانه بين المللى تصويرسازى توكيو، اشاره كرد.
056361.jpg
شهرت و اثرگذارى آثار او در بين مردم امريكا به حدى است كه در سال ،۱۹۸۵ آثار او به طور رسمى و ملموس در فيلم سينمايى ۹ هفته و نيم، حضور يافتند.
طراحى پوست براى تئاتر، طراحى و تصويرسازى براى تمبرهاى دستى، نقاشى ديوارى بر ساختمان هاى معروف نيويورك و... از ديگر فعاليت هاى او هستند. او از فعالان عرصه تصويرسازى حال حاضر دنيا است و به همت او و براى اولين بار كنفرانس بين المللى تصويرگران جهان در سانتافه، برگزار شد.
براد هالند عقيده دارد. من بسيارى از چيزها را به واسطه ديدن و نگاه كردن مداوم آثار ديگر هنرمندان فرا گرفتم. اثر هنرى خوب اثرى است كه تصوير آن به تنهايى و مستقل، منظور و پيغام صاحب اثر را منتقل كند، بدون اين كه هنرمند ورودى اضافه اى را بر اثر تحميل كند كه اگر اين گونه باشد، هنرمند مسووليت و وظيفه خود را ناقص انجام داده است.
آثار براد هالند پهنه وسيعى در ايده و اجرا دارند. خطوط حسى و گاه خشن، بافت هاى متنوع بصرى، ضرب هاى متعدد و حساب شده قلم فلزى، نورپردازى هاى رنگين، حجم پردازى هاى دقيق، كابوس هاى وحشتناك و وهم آلود، روياهاى شيرين و كودكانه و سرشار از رنگ، شعرهاى آرام بخش به تصوير كشيده شده، همه آن چيزهايى است كه به وفور در آثار هالند يافت مى شود.
سايه هنرى هالند به قدرى وسيع است كه اكثر جريان هاى هنرى دنيا از سبك اجراى آثار او پيروى مى كنند و البته با همه اين ها براد هالند خودش است!

در ادامه تعدادی از آخرین آثار این هنرمند بزرگ رو در زمینه پوستر و تصویر سازی می تونید ببینید.

+ نوشته شده توسط سوسن در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 14:1 |
مجله نيويوركر رو خيلي دوست دارم.اول بخاطر طرح هاي روي جلدش.شايد يكي از معدود نشريات با سابقه و پر تيراژيه كه هيچ وقت از استفاده تصويرسازي  براي طراح هاي روي جلدش تخطي نكرده و هميشه فورمت واحد خودشو حفظ كرده.

به نظر من بايد به مديران مسئول اين نشريه براي اين اتفاق و همينطور استفاده از طرح ها و كاريكاتورهاي بسيار زيبا و قوي براي متن اين نشريه تبريك گفت.

يكي از افرادي كه هر ساله ۲-۳ شماره از روي جلد هاي اين مجله به طر ح هاش آراسته ميشه سمپه كارتونيست خودمونه كه قبلا هم با كارهاش آشنا شديم.

امروز چند تا از كارهاي آخر سمپه كه رفته روي جلد نيويوركر رو براتون گذاشتم تا حالشو ببريد.

 

+ نوشته شده توسط سوسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 18:10 |
...............همچنین فخرالسادات محتشمی پور سخنگوی مجمع زنان اصلاح طلب و مدیر کل سابق امور بانوان وزارت کشور، مرتضی لطفی مدیر مسئول روزنامه کار و کارگر و عضو خانه کارگر برای حوزه انتخابیه تهران، هادی حیدری کاریکاتوریست و عضو حزب مشارکت برای حوزه انتخابیه تفرش و آشتیان ، رضا عبداللهی نماینده فعلی ماهنشان در مجلس برای همین حوزه انتخابیه ، سید ضیاءالدین کاظمی دینان فرزند سید محمود نماینده سابق آمل برای همین حوزه انتخابیه عصر امروز در آخرین ساعات ثبت نام در ستاد انتخابات حضور یافتند و به جمع داوطلبان مجلس هشتم پیوستند.

به نقل از سایت خبرگزاری مهر.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=619451

+ نوشته شده توسط سوسن در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 14:45 |
اسموجا یکی از کارتونیست هاییه که من خیلی دوستش دارم.با مجموعه آثار (ون گوگ)  خیلی بین کاریکاتوریست های دنیا معروفه و آخرین مجموعه آثارشو به نام (ونگوگ گالری) در سال ۲۰۰۶ با انتشارات (گلنات)همون انتشاراتی فرانسوی که کتابها و تقویم های سمپه و موردیلو و کینو و بلاشون و ....رو هر سال چاپ می کنه به بازار روانه کرد.اسموجا در عالم کاریکاتور همون قدر مشهوره که کینو و موردیلو هستند.

متاسفانه این هنرمند در ایران زیاد شناخته شده نیست و فقط آثارش در یکی دو شماره از کیهان کاریکاتور و بصورت پوستر رنگی وسط و باز با موضوع ونگوگ در سال های اولیه انتشار این نشریه به چاپ رسید.

اسموجا اهل اروپای شرقیه و در یوگسلاوی سابق زندگی می کرده که الان متاسفانه اطلاعی از کشور محل سکونتش ندارم.

در ادامه تعدادی از کارهای این هنرمند رو براتون تو وبم گذاشتم که مطمئنم از دیدنشون لذت می برید.

 

+ نوشته شده توسط سوسن در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 0:16 |
+ نوشته شده توسط سوسن در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 12:47 |

 

+ نوشته شده توسط سوسن در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:8 |

+ نوشته شده توسط سوسن در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:44 |

 

 

+ نوشته شده توسط سوسن در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:49 |

+ نوشته شده توسط سوسن در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 18:24 |

گروهی از متخصصین در یك تحقیق سوالی را از گروهی كودك خردسال پرسیده بودند. پاسخهایی كه بچه ها دادند عمیق تر و متفكرانه تر از تصورات بود. سوال این بود : معنی عشق چیست؟

مارك - 6 ساله :وقتی كسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می كنه احساس می كنی كه اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده.
بیلی - 4 ساله :مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاك بزنه پدر بزرگم همیشه این كار رو براش می كنه حتی حالا كه دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه.
زبكا - 8 ساله :عشق موقعیكه دختره عطر می زنه و پسره هم ادكلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو كنن.
كارل -5 ساله :عشق وقتیه كه شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینكه از اون انتظار داشته باشید كه كمی از غذای خودشو بده به شما.
كریستی - 6 ساله :عشق یعنی وقتی كه مامان من برای بابام قهوه درست می كنه و قبل از اینكه بدش به بابا امتحانش می كنه تا مطمئن بشه كه طعمش خوبه.
دنی - 7 ساله :عشق اون چیزیه كه لبخند رو وقتی كه خسته ای به لبت میاره .
تری - 4 ساله :عشق وقتیه كه شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین.
امیلی - 8 ساله :عشق همون باز كردن كادوهای كریسمسه به شرطی كه یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش كنی.
بابی - 7 ساله :اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی كه بیشتر از همه ازش متنفری شروع كنی.
نیكا 7 - ساله :عشق اون موقعس كه تو به پسره می گی كه از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش.
نوئل - 7 ساله :عشق مثل یه پیرزن كوچولو و یه پیرمرد كوچولو می مونه كه هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینكه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن.
تامی - 6 ساله :موقع تكنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی كه منو نگاه می كردن نگاه كردم و بابام رو دیدم كه وول می خوره و لبخند می زد اون تنها كسی بود كه این كار رو می كرد. من دیگه نترسیدم.
كیندی 8 - ساله :مامانم منو بیشتر از هر كس دیگه ای دوست داره چون هیچ كس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره.
كلر - 6 ساله :عشق اون موقعی هست كه مامان بهترین تیكه مرغ رو میده به بابا.
الین - 5 ساله :عشق زمانیه كه مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه كه هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره.
كریس - 7 ساله :عشق وقتیه كه سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی.
مری آن- 4 ساله :می دونم كه خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینكه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره.
لورن - 4 ساله :وقتی شما كسی رو دوست دارید موقع حركت از مژه هاتون ستاره های كوچولویی خارج می شن.
كارل - 7 ساله :دوست داشتن اون وقتی هست كه مامان صدای بابا رو می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد.
و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی كه هدفش پیدا كردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه. همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یك مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دست داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه كردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه كه چی كار كردی؟ میگه كه هیچی من فقط كمكش كردم تا راحت تر گریه كنه.

 

+ نوشته شده توسط سوسن در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:45 |
+ نوشته شده توسط سوسن در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 19:53 |

+ نوشته شده توسط سوسن در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 20:34 |
+ نوشته شده توسط سوسن در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 15:41 |

یک هنرپیشه و کارگردان معروف تلویزیونی در بیمارستان روانی بستری شد.

به گزارش عصرایران ،"غ" که عمده شهرتش به دلیل کارگردانی و بازیگری در سریال های طنز تلویزیونی است به دلیل مصرف بالای مواد مخدر، به مرز جنون رسیده به گونه ای که به تشخیص پزشکان در یک مرکز نگهداری بیماران روانی بستری شده است.

 وی پیش از این نیز به اتهام حمل و استعمال مواد مخدر بازداشت شده و در بازرسی از وی یک قبضه اسلحه کمری کشف شده بود که بعدا اعلام شد  قلابی بوده است.

 "غ" که پیش از کارگردانی تلویزیونی، از سطح درآمد معمولی برخوردار بود، با انعقاد قراردادهای چند صد میلیونی با صداو سیما بناگاه به ثروت هنگفتی دست یافت و در نهایت به دلیل بی قید و بندی هایش راهی بیمارستان روانی شد.

 ((به نقل از سایت رجا نیوز http://www.rajanews.com/News/?21280 ))

شما متوجه شدید کیه؟

+ نوشته شده توسط سوسن در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 14:33 |
راستش حیفم اومد این کار رو تنهایی ببینم.این اثر به نظر من یکی از کارهای تاپ کینوست که تا اونجایی که میدونم تو ایران منتشر نشده. نمی دونم شاید هم شده ولی برای من که هم تازگی داشت هم جذاب بود.خودتون قضاوت کنید.

+ نوشته شده توسط سوسن در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 19:32 |
+ نوشته شده توسط سوسن در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 9:23 |
+ نوشته شده توسط سوسن در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 16:57 |
+ نوشته شده توسط سوسن در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 12:46 |
+ نوشته شده توسط سوسن در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 10:32 |
+ نوشته شده توسط سوسن در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 14:58 |
+ نوشته شده توسط سوسن در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 13:53 |
+ نوشته شده توسط سوسن در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 11:3 |
داشتم كارهاي سباستين كروگر رو تماشا مي كردم بر خوردم به يكي از كارهاي قديميش.

داشتم سايت ايران كارتون رو مي ديدم رسيدم به كارهاي برنده دوسالانه كاريكاتور امسال.ديدم كاريكاتور

چهره اي كه برنده اول شده به نظرم آشناست!!!

داشتم با خودم فكر مي كردم ديدم انسان جايز الخطاست!داورها هم انسانند....كاريكاتوريست ها هم انسانند.....!

اثر سباستين كروگر

اثر بزرگمهر حسين پور

 

+ نوشته شده توسط سوسن در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 17:51 |

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!

+ نوشته شده توسط سوسن در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 16:39 |
+ نوشته شده توسط سوسن در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 15:0 |
  

                             

 

 

+ نوشته شده توسط سوسن در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 13:8 |

+ نوشته شده توسط سوسن در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 10:9 |


Powered By
BLOGFA.COM